تبليغاتX
استاد نیوز

استاد نیوز

روستای استادیکی از روستاهای گردشگری ا ز توابع شهرستان فاروج در استان خراسان شمالي می باشد
عکسی از روستا
 
شهيد دكتر محمود رضا عابدي استاد
+نوشته شده در جمعه 17 خرداد1387ساعت8:2 بعد از ظهرتوسط ابوالقاسم عابدی استاد |
شهيد دكتر محمودرضا عابدي استاد ؛ من افتخار مي كنم كه گام در راه امام حسين(ع) مي گذارم.
 

شهيد دكتر محمودرضا عابدي استاد ؛ من افتخار مي كنم كه گام در راه امام حسين(ع) مي گذارم.

شهيد «عابدي استاد» در سال 1344 در روستاي استاد از توابع قوچان در خانواده اي مذهبي و كشاورز، ديده به جهان گشود.
در طول حيات پربارش از لحاظ اخلاق و رفتار اسلامي زبانزد خاص و عام بود و تحصيلات ابتدايي خود را در زادگاهش روستاي استاد به پايان رساند و براي ادامه تحصيل خود كه همزمان با اوج گيري انقلاب اسلامي بود، به مشهد مقدس مسافرت كرد.
تحصيلات دوران راهنمايي و دبيرستان خود را در مشهد با نمراتي عالي به پايان رساند و از دبيرستان شهيد خرسندي فارغ التحصيل شد.
محمودرضا ضمن تحصيل در سطح ممتاز و برخورداري از چهره اي ممتاز و برجسته علمي از فعاليتهاي سياسي اجتماعي غافل نبود و در انجمن اسلامي و بسيج آموزشگاه از اعضاي فعال بود.
شهيد عابدي استاد، بارها به جبهه رفت و حتي قبولي در رشته پزشكي در سال 63 نيز نتوانست وي را از پيمودن اين راه باز دارد.
در عمليات «والفجر يك» مورد اصابت تركش خمپاره قرار گرفت كه به پشت جبهه منتقل شد و چون تعدادي از دوستانش در آن عمليات شهيد شده بودند، مدام تأسف مي خورد و خود را ملامت مي كرد.
بارها دست به دعا برداشته براي شهادت خود دعا مي كرد. تا اينكه سرانجام در عمليات والفجر 8 در منطقه پنجوين عراق دعوت حق را لبيك گفته و به وصال معشوق رسيد.
وصيتنامه شهيد
چه پليديها كه به واسطه اين انقلاب ريشه كن شد و چه فسادها كه محو گرديد و از طرفي چه معيارهاي انساني و ارزشهاي والاي درخور مسلمين و انسانيت كه زنده شد و حيات ديگري در كالبد خفته اين ملت دميد.
همانا انسانهاي عبد خالص خدا هستند كه از اين مشكلات پيروز بيرون مي آيند. كوردلان از خدا بي خبر و استكبارگران جهان كه ديدند اين انقلاب سرآغازي براي محو ظلم و ستم در جهان است، در فكر براندازي آن افتادند، مكرهاي فراوان بكار زدند و شكست خوردند، اما نمي دانند مكرشان را خدا به خودشان برمي گرداند.
عوامل داخلي آنها نيز از يك طرف به كمكشان آمدند، ولي نتوانستند خللي در اراده محكم و آهنين امت اسلام وارد كنند.
بنده اين جنگ را آزمايش الهي مي دانم و وظيفه خود مي شمارم كه آنچه از دستم برمي آيد در راه پيروزي حق بر باطل انجام دهم، زيرا كسي نمي تواند ادعاي مسلماني كند و بي تفاوت باشد.
لذا تصميم گرفتم به همراه عده اي ديگر از همكلاسان براي آنكه ما هم دين خود را برطرف كرده باشيم، به جبهه برويم.
اميدوارم بتوانم وظيفه خود را هر چند ناقص و ناچيز در قبال اسلام عملي نمايم، البته اگر در اين راه به فيض عظماي شهادت هم رسيدم كه جاي شكرش باقي است و نهايت لطف خداست.
شهادت يك افتخار عظماست، نه يك نابودي و فناپذيري، شهادت جاودانگي است، پيوستن به خداست و هر كس به خدا بپيوندد از او مي شود و چون خدا جاودانه است شهيد هم جاودانه خواهد ماند، من افتخار مي كنم كه گام در راه امام حسين(ع) مي گذارم.

+نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387ساعت8:21 بعد از ظهرتوسط ابوالقاسم عابدی استاد |
آنان که هر دو جهان خود را آباد کردند

 

 

شهيد دكتر محمودرضا عابدي استاد ؛ شهادت «جاودانگي» است










شهيد «عابدي استاد» در سال ۱۳۴۴ در روستاي استاد از توابع قوچان

 

 

 

 در خانواده اي مذهبي و كشاورز، ديده به جهان گشود.

 


در طول حيات پربارش از لحاظ اخلاق و رفتار اسلامي زبانزد خاص و عام بود و تحصيلات ابتدايي خود را در

 

 

 

زادگاهش روستاي استاد به پايان رساند و براي ادامه تحصيل خود كه همزمان با اوج گيري انقلاب اسلامي بود، به

 

 

مشهد مقدس مسافرت كرد.

 


تحصيلات دوران راهنمايي و دبيرستان خود را در مشهد با نمراتي عالي به پايان رساند و از دبيرستان شهيدمير خرسندي

 

 

 

فارغ التحصيل شد.

 


محمودرضا ضمن تحصيل در سطح ممتاز و برخورداري از چهره اي ممتاز و برجسته علمي از فعاليتهاي سياسي اجتماعي

 

 

غافل نبود و در انجمن اسلامي و بسيج آموزشگاه از اعضاي فعال بود.

 


شهيد عابدي استاد، بارها به جبهه رفت و حتي قبولي در رشته پزشكي در سال ۱۳۶۳   نيز نتوانست وي را از

 

 

 

 

پيمودن اين راه باز دارد.

 

 

 


در عمليات «والفجر يك» مورد اصابت تركش خمپاره قرار گرفت كه به پشت جبهه منتقل شد و چون تعدادي از

 

 

 

دوستانش در آن عمليات شهيد شده بودند، مدام تأسف مي خورد و خود را ملامت مي كرد.

 

 

 


بارها دست به دعا برداشته براي شهادت خود دعا مي كرد. تا اينكه سرانجام در عمليات والفجر ۹ در منطقه

 

 

 

 پنجوين عراق دعوت حق را لبيك گفته و به وصال معشوق رسيد.

 

 

 


وصيتنامه شهيد :

 


چه پليديها كه به واسطه اين انقلاب ريشه كن شد و چه فسادها كه محو گرديد و از طرفي چه معيارهاي انساني و ارزشهاي

 

 

 

والاي درخور مسلمين و انسانيت كه زنده شد و حيات ديگري در كالبد خفته اين ملت دميد.

 

 

 


همانا انسانهاي عبد خالص خدا هستند كه از اين مشكلات پيروز بيرون مي آيند. كوردلان از خدا بي خبر و

 

 

 

 

استكبارگران جهان كه ديدند اين انقلاب سرآغازي براي محو ظلم و ستم در جهان است، در فكر براندازي آن

 

 

 

 

افتادند، مكرهاي فراوان بكار زدند و شكست خوردند، اما نمي دانند مكرشان را خدا به خودشان برمي گرداند.

 

 

 


عوامل داخلي آنها نيز از يك طرف به كمكشان آمدند، ولي نتوانستند خللي در اراده محكم و آهنين امت اسلام

 

 

 

وارد كنند.

 

 

 


بنده اين جنگ را آزمايش الهي مي دانم و وظيفه خود مي شمارم كه آنچه از دستم برمي آيد در راه پيروزي

 

 

 

 

حق بر باطل انجام دهم، زيرا كسي نمي تواند ادعاي مسلماني كند و بي تفاوت باشد.

 

 

 

 


لذا تصميم گرفتم به همراه عده اي ديگر از همكلاسان براي آنكه ما هم دين خود را برطرف كرده باشيم، به جبهه

 

 

 

برويم.

 

 


اميدوارم بتوانم وظيفه خود را هر چند ناقص و ناچيز در قبال اسلام عملي نمايم، البته اگر در اين راه به فيض عظماي

 

 

شهادت هم رسيدم كه جاي شكرش باقي است و نهايت لطف خداست.

 


شهادت يك افتخار عظماست، نه يك نابودي و فناپذيري، شهادت جاودانگي است، پيوستن به خداست و

 

 

 

هر كس به خدا بپيوندد از او مي شود و چون خدا جاودانه است شهيد هم جاودانه خواهد ماند، من افتخار مي كنم كه

 

 

گام در راه امام حسين(ع) مي گذارم.  

 

 

 

TinyPic image

TinyPic imageTinyPic imageTinyPic imageTinyPic imageTinyPic imageTinyPic imageTinyPic imageTinyPic imageTinyPic imageTinyPic imageTinyPic imageTinyPic imageTinyPic image

 

 

+نوشته شده در یکشنبه 25 آذر1386ساعت1:14 بعد از ظهرتوسط ابوالقاسم عابدی استاد |
اولین وصیت نامه سیاسی الهی بسیجی شهید دکترمحمود رضا عابدی استاد
 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

امروز پنجشبه هشتم شهريور  ۱۳۸۶ وروز شهادت رجايي وباهنر

 

درست بيست وچهار سال بيش در مورخه۲۷/۴/۱۳۶۲شهيد محمود رضا

 

 عابدي استاد كه هنوز دانش آموزي بيش نبود .در ايام تعطيلات تابستاني

 

  كه اكثر بچه ها دنبال تفريح وسر گرمي هاي دوران نوجواني وجواني

 

هستند.با فراغت از درس وآموزشگاه عازم جبهه هاي نبرد حق عليه باطل

 

 مي شود. در نوشته اي تحت عنوان سفارش حقير(اولين وصيتنامه )چنين

 

 مي فرمايند.

 

الذين آمنواوهاجروا وجاهدوا في سبيل الله به اموالهم وانفسهم اعظم درجه

 

عندالله اولئك هم الفائزون.

 

سپاس فراوان خداوند بزرگ ومتعال وعزوجل را كه بر ما منت نهاد

 

 ونعمتهاي بي كران عطا فرمود.وما را از حقارت ها ي بيكران با لطف

 

 وكرم خود به بالا كشانيد.تا ازهمراهي وهمنشيني انسانهاي پست وفرومايه

 

 واسفل السافلين به همدمي انسانهاي پاك ومعصوم مويد گرديم ودر كنار

 

آنان همچنان اوج گيريم تا به معبود خويش قربت يابيم.به گفته مولا علي

 

(ع)جهاد دري از درهاي بهشت است اما اين به اين معني نيست كه

 

 هر كس به آن راه يابد. شهادت لياقت ميخواهد جهاد نيز لياقت

 

مي خواهد خيلي سخت است جان را به كف نهادن واز همه چيز

 

حتي خانواده خويش گذشتن اما آنان كه عشق خدابر سرشان           

 

دارد وفرياد مظلومين ومستضعفين گوششان را خراش مي دهد

 

چطور مي توانندراه خدارا نگيرند وراه جهاد را پيشه نكنند .جهاد

 

 كليد رهايي است كليد امنيت است رعب ووحشت در دل دشمنان

 

مي اندازد وآنها را ذليل ودر مقابل امت اسلامي را قوي وپر

 

 خروش مي گرداند.در زمان پيغمبر(ص)عده اي كه نمي توانستند

 

 به جهاد بروند به علتي بسيار ناراحت بودند.

 

ليكن امروز جوانان ما گريه هم مي كنند خوشا به چنين ملتي .حقير

 

 به عنوان مسلماني ناچيز وبنده اي بسيار كوچك به همه مسلمانان

 

توصيه مي كنم كه به مسئله جهاد اهميت بدهند وآنرا گرامي بدارند.

 

حتي بر جانهاشان.زيرا اين امر آيه قرآن است كه ايشان پيروزند.

 

بنده نيز به حكم اينكه وظيفه شرعي ووطن دوستي خويش

 

مي دانستم.به اين كار همت گمارده ام.واميد وارم خداوند كريم

 

 قبول بفرمايد.وما را از جمله مجاهدين راه خدا قلمداد نمايد.

 

بار خدايا ما چطور مي توانيم دستور ترا وظلم برمظلومين را

 

 وستم بر محرومين را وتجاوز به مسلمين را وخونخواري

 

 دشمنان را ونابودي اسلام را وكيان اسلامي را در خطر

 

 ببينيم وساكت بنشينيم. خدايا به حكم تو بر خاسته ايم ما را

 

 قائم بدار وياريمان كن كه همه اميد ما در مقابله با دشمنان

 

 غدار وجهانخوار توهستي.

 

   واما بعد باري اگرخداي عزوجل بربنده حقير خويش منت

 

 فراوان نهاد وبنده لياقت عطاي فيض عظماي نمود وهمواره

 

شيفته آنم ودنبالش .

 

واگر بنده چنين لياقتي داشتم كه به مقام والايي كه اوليا وامامان

 

 معصوم ما به آن رسيده اند. البته آنها بسيار بسيار والاترند

 

 واگر بنده حقير لياقت داشتم كه مورد لطف خداي قرار گيرم

 

وبه فيض بزرگ شهادت برسم برشماست كه برايم خوشحالي

 

 كنيد .بر شماست كه لباس شادي بپوشيد.برشماست كه خدا را

 

شكر كنيد.وبر شماست كه شهدا را دركل وراه آنان را از ياد

 

نبريد .وهمواره در آن راه ثابت قدم باشيد راه ما راه پر

 

خرج است. ما با خونهاي هزارها جوان به اينجا رسيده ايم.

 

 مفت آنرا از دست ندهيد.

 

 نكند. به خاطر ناراحتي توهيني به رهبر انقلاب اسلامي ويا

 

 مسئولين مملكت اسلامي ويا خون شهدا بكنيد . كه اين زهر

 

 است براي همگي وما.اصولا انسان در از دست دادن چيزي

 

 ناراحت مي شود .به خدا كسي كه شهيد مي دهد چيزي

 

از دست نداده وبلكه به دست آورده پس ناراحتي چرا ؟

 

همواره خوشحال باشيد اميد وارم خداي بزرگ به شما اجر

 

 فراوان عطا كند.مواظب باشيد كه شيطان گولتان نزند .

 

ان شاءالله خداوند شما را هدايت فر مايد.

 

اما اينكه عده اي مارا فريب خورده مي نامند وما را نادان

 

تلقي مي كنند اينان گمراهاني هستند كه از جهل ،مارا گمراه

 

 وخود را در راه مي دانند. در صورتي كه چنين نيست همچون

 

 كبكي هستند كه سر در برف كرده اند .وچون كسي را نبينند.

 

فكر كنند كه كسي نيز آنهارا نبيند.اينان سر در لحاف دارند و

 

خوشي آن را ديده وچشمان را زده است اميد وارم كسي از

 

ما ها از اين فرقه نباشند.

 

ونيز اميد وارم تحت توجه ولي عصر (ع)(عج)ولطف خداي

 

كريم همواره در راه حق  ودر آن  ثبات قدم داشته باشيم.

 

 وهمواره مسلمان ومسلماني آگاه ووظيفه شناس ومسئول باشيم.

 

 وبر خود اجازه ندهيم كه دشمنان خدا دين اسلام ومسلمين را

 

 حقير وخوار بشمارند.اميدوارم كه شما تداوم بخش راه خونين

 

حسين (ع) وساير شهداي اسلام باشيد.خدا را از ياد نبريد.واز

 

 خود هوشياري نشان دهيد واجازه ندهيد اسلام در خطر بيافتد.

 

آنان شربت سرخ شهادت را نوشيدند وبه آنچه خود مي خواستند

 

ودرآرزويش بودند رسيدند.وبرماست كه ادامه دهنده راه آنان باشيم.

 

ياد ونامشان جاويد.درجاتشان عاليست خداوند متعالي گرداند.

 

اين هم عكسي از لحظه وصال ايشان به معبود ومراد خویش.

 

 

 

  

 TinyPic image

TinyPic imageTinyPic imageTinyPic imageTinyPic imageTinyPic imageTinyPic imageTinyPic imageTinyPic imageTinyPic imageTinyPic imageTinyPic imageTinyPic imageTinyPic image

 

از خون جوانان وطن لاله دميده

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه 8 شهریور1386ساعت6:1 بعد از ظهرتوسط ابوالقاسم عابدی استاد |
شعری از مرتضی صلاحی استاد

تقدیم به دایی شهیدم :

قصه گويم قصه ي يك زندگي قصه عبد و عباد و بندگي

بود در مشهد جواني خوش وجود قامتش رعنا و قدش چون عمود

در نظر چون ماه بود او سر به راه نه وفا ديدي ز دنيا نه رفاه

كار خود را خود به آخر مي رساند ديگران را سوي الله مي كشاند

نام اين آگاه چون مسعود بود از اوان كودكي محمود بود

پشت پا زد او به دنيا و برفت رفت و آخر او نشست بر عرش و تخت

از قضاي زندگي در شهر شد در جوانيش پدر بيمار شد

در همين احوال شد غلغله در لب مرز و صدا و ولوله

دشمن بعثي و از حق بي خبر آمد و انداخت ما را در خطر

اين جوان عاشق و مست و رها وآن جوان عارف و راد و رضا

دعوت حق را چو بشنيد از امام كرد ديو نفس خود را در زمام

رفت و آخر شربت سرخي چشيد شربتي را اين چنين آدم نديد

اي جوان غافل و اي پير روز صورت خود را به سرخي برفروز

او كجا و ما كجا و حق كجاست حسرت دنيا و عقبي مال ماست

فرصتي آمد بدان مسعود شو در ره دين خدا محمود شو

مرتضی صلاحی استاد تابستان 1379

+نوشته شده در جمعه 26 مرداد1386ساعت1:41 قبل از ظهرتوسط ابوالقاسم عابدی استاد |
يك خاطره از شهيد محمود رضا عابدي استاد در باره شجاعت ونترسي وفداكاري ايشان

در يكي از روز هاي فصل بهار سال 1363در حوالي آموزشگاه محل تحصيلش منزلي دچار حريق مي شود .سر وصداي ناله مادر خانه را مي شنود كه مي گويد بچه هايم در خطرند . خانم تقاضاي كمك مي كند واز هر رهگذر يا تماشاگر صحنه آتش سوزي التماس وتقاضای کمک مي كند كه جان بچه هايش را نجات دهند .هر كس به طريقي قصد كمك دارند .يكي به دنبال تماس با آتش نشاني وارژانس است ديگري به فكر آوردن شن وماسه است .برخي به دنبال آوردن شلنگ آب وپاشندن آب و......ولي كسي جرات به آتش زدن ونجات بچه ها را ندارد .تا اينكه ايشان به خانم فاضلي (همان كه منزلش آتش گرفته) مراجعه مي كند وموقعيت بچه ها را مي گيرد وسپس به آتش  مي زند ودر ميان دود وآتش به دنبال بچه ها مي گردد .وآنها را پيدا مي كند وبيرون مي آورد اين در حالي است خود هم دچار سوختگي سر وصورت وتنگي نفس مي شود كه پس از چند روزي سلامت خودش را مي يابد.دراين آتش سوزي تعدادي از كتابهايش را هم بعلت سوختگي ازدست مي دهد كه با كمك معلمان وتهيه كتب جديد خودش را جهت حضور در كنكورآماده مي كند ودراين آزمون هم با رتبه 116در رشته پزشكي قبول مي شود.

+نوشته شده در شنبه 13 مرداد1386ساعت1:1 بعد از ظهرتوسط ابوالقاسم عابدی استاد |
شعری دیگر در باره شهید عابدی استاد

ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احيا عند ربهم

 

يرزقون

 

 

 

شهدا شمع محفل بشريتند

 

محمود رضا عابدي مهرت شده در دل فزون

در سالروز رفتنت دلهاي ما گرديده خون

ما بي تو غرق ماتم وافسرده وآزرده دل

گر مي شود ما را بگوهمواره بي مائي توچون

تا زندگي باشد دگر در خاطر ما زنده اي

هر گز نمي گردد دمي مهر خوشت از دل برون

گرسالها زين بگذردآن رزم دشمن سوز تو

كي مي رود از خاطر آشفته خصم زبون

آيد زطرف پنجوين بوي خوش آلاله چون

گرديده خاك رزمگه از خون پاكت لاله گون

هركس ندارد حرمت خون شهيدان وطن

آخر خداي مهربان اورا نمايد سر نگون

بايد شريفي جوي خون از ديده باري بر زمين

در سوك اين نام آوران با ناله در دنياي دون

شادم كنون كز بركت خونهاي دامنگيرتان

صدام بعث افلقي افتاده در بحر جنون

 

+نوشته شده در سه شنبه 12 تیر1386ساعت1:52 بعد از ظهرتوسط ابوالقاسم عابدی استاد |
شعری دیگر درباره بسیجی شهیددکتر محمود رضا عابدی استاد

تقديم به روان پاك شهيد دكتر محمود رضا عابدي استاد

 

 

 

تا كه سر شد باغمت ايام تلخ انتظار             

 تازه شد داغ من افسرده حال وبيقرار

باز بوي لاله غوغا مي كند ،روئيده چون

در ميان خون پاكت لاله هاي بي شمار

عاقبت كردي تو اي محمود رضا عابدي

خون خود را در ره اسلام و ايرانت نثار

بود آقايت حسين وكربلايت پنجوين

مات از جانبازيت خصم پليد نا بكار

با شهادت چون نمودي دعوت حق را قبول

نام نيكت در جهان يكسر بماند يادگار

رهرو راه حقيقت بودي وجوياي علم

معرفت بود ونجابت در نگاهت آشكار

واقعا ايثاردانشگاهياني مثل تو

داده دانشگاه مارا اعتبار وافتخار

ياد بادا جنگ پر شورت كه با نام آوري

دشمنان دين وميهن را توميكردي شكار

خنده مي آيد به لب از رزم دشمن سوز تو

گرچه مي گريم برايت همچو ابر نوبهار

حال در جنت بنوشي آب كوثر با علي

چون طريق روشنايي را تو بودي پاسدار

تا وطن دارد شريفي راد مرداني چنين

باشد استقلال ايرانت به گيتي پايدار

قصه دل را به گوش هر كسي نجوا مكن

پيش نامحرم مده شرح غم شب شبهاي تار

صحبت عشق است وجان در راه جانان باختن

مرد مي خواهد كه گردد با شهادت رستگار

+نوشته شده در جمعه 8 تیر1386ساعت11:40 بعد از ظهرتوسط ابوالقاسم عابدی استاد |
شعری دیگر در رثای شهید محمود رضا عابدی استاد

بسم الله الرحمن الرحيم

 

تقديم به روان پاك وروح تابناك شهيد عاليمقام دكتر محمود رضا عابدي استاد

 

بسيجي شهيد دكتر محمود رضا عابدي استاد

 

آن عاشق دلباخته  جنگ و جهاد              

     وآن شيفته شهادت،آن نيك نهاد

شد  عازم  ميدان  نبرد  دشمن   

                      با  نيروي آهنين وعزم     فولاد

با صدق وصفا لحظه اي از پا ننشست

در جبهه جنگ اسلحه از كف ننهاد

جنگيد چو شير شرزه با خصم جبون

سنگر سنگر زهر طريق و مرصاد

جان بر كف ومردانه به ميدان بشتافت

تا  بر  كند  از  لشكر  اعدا  بنياد

بر  خاك  هلاك  بس  از  آنان  افكند

زان نا پاكان به رزمگه گشت زياد

دردا  و دريغا  كه  به  حكم  تقدير

با  تير عد و عاقبت  از  پا  افتاد

در دور جواني  و در آغاز  شباب

افتاد  ز پاي  دوحه  رنجت  ومراد

افسوس وصد افسوس وهزاران آوخ

كان سرو سهي قامت وشاخ شمشاد

آن گرد دلاور آن يل  عرصه  جنگ

آن  مظهر مردانگي آن  اسوه راد

بشتافت سوي باغ  جنان با  اعزاز

شد  بلبل  جانش از قفس تن آزاد

فرياد  كه آرميد  در  بستر  خاك

آن  پيكر  پاكيزه   هزاران   فرياد

بيداد ز بد عهدي اين دور زمان

افسوس وفغان ز ظلم عدوان بيداد

ميبود  پزشك  حاذق  درد شناس

آحاد   وطن  را  همه   بهر  امداد

دانشكده  پزشكي  اينك  پس   او

ماتمكده  گشته  بهر  ارباب  وداد

زنده است شهيد ورزق وروزي خواراست

در   نزد   خدا   خالق   كل  ايجاد

آري ، آري ، كه  جاودان  مي باشد

نام  نكويش  هماره  ماند  در  ياد

اندر ره اسلام و وطن گشت شهيد

شد مايه فخر جاودان روحش شاد

در  قرب  خدا  يافت  مقام  والا

شد  همدم  پيغمبر  و آل   امجاد

نقش  ابدي   گرفت    ياد   نام

محمود  رضاي  عابدي  استاد

علاءالدين افشار ۱۳۷۰

+نوشته شده در چهارشنبه 6 تیر1386ساعت0:3 قبل از ظهرتوسط ابوالقاسم عابدی استاد |
یادواره شهدای دانشجویی کشور

تاريخ:۱۵/۹/۱۳۸۵

بسم الله الرحمن الرحيم

 

دانشجويان شهيد كه در شمار سرآمدان ايمان وايثار آگاهانه بوده اند‌،ستارگان هميشه درخشاني هستند كه هر جوياي حقيقت مي تواند راه خويش را با آنان بيابد.

 

مقام معظم رهبري

يادواره شهداي دانشجوي كشور

 

خانواده محترم دانشجوي شهيد :  محمود رضا عابدي استاد

 

شهيد عابدي استاد

 

سلام عليكم

 

شهيدان راه دوست بر بلنداي همه زيبايي ها تكيه زده اند چرا كه آنها ترنم زيباي

 

 ارجعي الي ربك را شنيده وبه نواي فادخلي در جنات عدن خداوند در حلقه

 

رندان عاشق وعباد صالحين قرار يافته اند.

 

همراه با تلالو سيماي بهشتي فرزانگان انديشه وعمل در دهمين ياد واره شهدا

 

ونكو داشت جلوه هاي ايثار دانشجويي استان خراسان رضوي كه در سال پيامبر

 

اعظم (ص) بر گزار مي شود ياد وخاطره تمامي شهيدان راه حق ،كه با نثار

 

خون خويش درخت اسلامي را آبياري كردند ،گرامي ميداريم.

 

 

محمد احمد آبادي

 

دبير ستاد ياد واره شهدا ونكوداشت جلوه هاي ايثار دانشجوي ومسئول ناحيه بسيج

 

دانشجويي استان خراسان رضوي

 

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 6 تیر1386ساعت0:2 قبل از ظهرتوسط ابوالقاسم عابدی استاد |

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2008-2010 © by ostadvillage.blogfa.com

Design This Web By IranSohrab.IR @